چرا نخندیم؟!؟...
به ترکه آب میدن جای مشروب مست میکنه
عربده میکشه میگن بابا آب بود میگه دیگه دیر شده منو گرفته ........................................................................... ترکه به آخونده میگه میشه با کفش
نماز خوند آخونده میگه نه. ترکه میگه حاج آقا من خوندم شد تو نمار جمعه ی قزوین نفر آخر رو برق
میگیره امام جمعه میمیره!! ........................................................................ کره خره به باباش میگه چرا
همه حیوونا سرشونو میگیرن بالا راه میرن اما ما سرمون همیشه پایینه . باباش میگه :
آخه ترک ها برا ما آبرو نگذاشتن!! ........................................................................ ترکه یه دختره خشکل تو تهران میبینه
میگه: ببخشید دوست دختر که میگن شمایید؟؟؟ ........................................................................ یه ترکه میره امام زاده میبینه شلوغه
. داد میزنه میگه : اهای شلوغ نکنید . پارسال هم شلوغ کردن حاجت ها با هم قاتی شد
من حامله شدم!! ....................................................................... تركه با پسرش بانک می زنن و فرار میکنن
میرن داخل یه استادیوم شروع میکنن دور زمین فوتبال دویدن، بعد از دو دور پلیس میرسه،
پسره میگه: بابا پلیسها رسیدن چی کار کنیم؟ تركه میگه: نگران نباش اونا هنوز دو
دور عقبن. ...................................................................... یه تركه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان
سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... « ۶۰ تاشون حالیش می کردن!!! ..................................................................... یه تركه تو آینه عکس خودشو می بینه
بعد می گه: ا...این چه آشناست ! بعد از « آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من !» ...................................................................... تركه می ره توالت افتاب رو می شکنه یکی
می گه چرا افتابه رو شکوندی؟ می گه ایلده واسه من فیگور می گیره
پدر سگ ...................................................................... تركه میره تو خیابون می بینه نوشته:
سیو همان سیب است... « میگه: دروغ میگن پدر سگا ! خودم
خوردم صابون بود!!! ...................................................................... ...................................................................... تركه
تو جوی آب تف میکنه میره دنبالش پاشو بگذاره روش بقیه در ادامه مطلب امروز میخوام براتون چندتا داستان بزارم امیدوارم خوشتون بیاد... نظر یادتون نره هااااا.... نامه ی پیرزنی به خدا یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود (نامه ای به خدا) خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفرکیف مرا که صد دلار در آن بود دزدیدند.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود:(نامه ای به خدا) همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند . مضمون نامه چنین بود : خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند....؟؟ اتفاق عجیب گیرنده : همسر عزیزم موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا میاد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !! . . . . . . . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ما که با میتیکومان و پسر شجاع بزرگ شدیم، شدیم این ! وای به حال اینایی که دارن با عمو پورنگ و خاله شادونه بزرگ میشن !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمی شکنم بشکن ! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ای کاش باران بودم تا غبار از صورتت می شستم خودت که سال به سال صورتت رو نمی شوری!!! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بقیه در ادامه مطلب راستی من یه وب دیگه هم دارم آدرسشو میزارم اگه خواستین بیاین سر بزنین. فقط نظر یادتون نره خواهشاً ... سوالی را درچند کشور مطرح کردند که از آن نتیجه جالبی به دست آمد از این قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در سایر كشورها صادقانه بیان كنید؟ و كسی جوابی نداد... چون در آفریقا كسی نمی دانست غذا یعنی چه؟ در آسیا كسی نمی دانست نظر یعنی چه؟ در اروپای شرقی كسی نمی دانست صادقانه یعنی چه؟ در اروپای غربی كسی نمی دانست كمبود یعنی چه؟ در آمریكا كسی نمی دانست سایر كشورها یعنی چه؟؟؟؟ یه معتاد 2 تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت میكشید ازش میپرسن چرا 2 تا سیگار میكشی میگه یكی واسه خودم یكی هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از یه مدتی میبینن همون معتاد یه دونه سیگار میكشه بهش میگن حتمادوستت از زندان ازاد شده میگه نه خودم ترك كردم. دختر ها تو حموم
نظر یادتون نره...
دوستان عزیز من قصد توهین به هیچ قوم و اقلیتی ندارم . و فقط میخوام برای لحظاتی از تمام غم و غصه دنیا فارق شده و لبخندی هر چند كوچك به لب بیارید. لطفا هر كس جنبه نداره نیاد . نظرش رو هم نخواستیم ...

![]()
به ترکه میگن تا حیوون نام ببر
که با ( خ ) شروع میشن . میگه: خودم ، خواهرم و خدا بیامرز پدر مرحومم.
............................................................
ترکه میره امتحان بده
واسه آتش نشانی. ازش میپرشن اگه جنگل آتیش بگیره تو هم تو جنگل باشی آب هم نباشه چیکار
میکنی؟ میگه تیمم میکنم.
...........................................................
به تركه میگن عبود H.I.V گرفته. میگه خالی نبند مگه G.L.X شو فروخت.
.........................................................................
به تركه میگن یه پیامبر نام ببر که با حیوانات صحبت میکرد
. میگه : حضرت تارزان
..........................................................











ادامه مطلب











قسمتی از متن موجود نیست…
بقیه متن هم موجود نیست…
اصلا متنی در کار نیست…
ولی برای سر کار گداشتن تو فکر بدی نیست...




ادامه مطلب





میگن : آره . میگه حتی تو نونوایی
میگه : آره میگه خوب پس : اصغر نون نخر ننه ات خریده. 











ترکه داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ؛ پسرش میگه واسه چی ، میگه هم مریضیه با کلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد
























پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟ پدرش فکری می کنه و می گه:
بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو
متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می
کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پا برهنه است. چون...
(بقیه را در ادامه مطلب ببینید)
نظر هم یادتون نره
ادامه مطلب











توی ماهیتابه روغن میریزن.
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن.
- تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك توی ماهیتابه میریزن.
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میكنن.
پسرها:
توی كابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن.
توی كابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میكنن.
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن.
توی ماهیتابه روغن میریزن.
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن.
یه دونه تخم مرغ پیدا میكنن.
چند تا فحش میدن.
دنبال كبریت میگردن.
با فندك اجاق گاز رو روشن میكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره.
ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!).
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن.
تخم مرغی كه از روی كابینت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك میكنن.
چند تا فحش میدن و لباس میپوشن.
میرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن.
تلویزیون رو روشن میكنن و صداش رو بلند میكنن.
روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن.
تخم مرغها رو میشكنن و توی ماهیتابه میریزن.
دنبال نمكدون میگردن.
نمكدون خالی رو پیدا میكنن و چند تا فحش میدن.
دنبال كیسهء نمك میگردن و بلاخره پیداش میكنن.
نمكدون رو پر از نمك میكنن.
صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون.
نمكدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن.
بوی سوختگی رو استشمام میكنن و میدون توی آشپزخونه.
چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن.
توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن.
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن.
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون.
سریع برمیگردن توی آشپزخونه.
تخم مرغهایی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن.
ماهیتابه رو میندازن توی سینك.
دنبال ظرفهای مسی میگردن.
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن.
چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن.
یاد نمك میفتن و میرن نمكدون رو از كنار تلویزیون برمیدارن.
چند ثانیه فوتبال تماشا میكنن.
یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه.
روی باقیماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن.
چند تا فحش میدن و بلند میشن.
نمكدون شكسته رو توی سطل میندازن.
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میكنن.
چند تا فحش میدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زیر آب میگیرن.
با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن.
پارچه رو كه توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میكنن.
نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن.





ساعت ۴ بعد از ظهر
1ـ لباساشو رو درمیاره٬ رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره
۲ـ در حموم رو از تو قفل میكنه٬ جلوی آیینه می ایسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود
تو٬ میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
۳ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا
و... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان
۴ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...میشوره و
هفده دقیقه ماساژ میده
۵ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ۶۰ میشماره
۷ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد
شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه
۸ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب.بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی
۹ـ موهاش رو حسابی می چلونه٬ حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو
ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده٬ احساس خوشگلی میكنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته
۱۰ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت
۱۲ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه
۱۳ـ چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه
۱۴ـ ۴۸ دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه
ساعت ۸ شب
.
.
یك پسر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر
1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق
۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم
۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه.
۴ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش
۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره
۶ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره
۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
۹ـ زیر دوش میـگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر میخنده
۱۰ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش
۱۱ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و جیش میکنه توش
۱۲ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه)
۱۳ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق
۱۴ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه
ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
دیدید دخترها از هر نظر بهترند
نظر یادتون نره
































نوشته که اسمش بوف کوره . یکی گفت : بوف کور که مال صادق هدایته ! ترکه گفت : دیگه بدتر ،
یه کتاب خوب داره ، اونم صادق هدایت براش نوشته.











تبلیغات

